اصول و مفاهیم پیش بینی

در طول تاریخ همواره «پیش بینی» برای انسانها جذاب بوده است. گاهی اوقات به عنوان نشانه ای از الهام الهی، و گاهی اوقات به عنوان یک فعالیت جنایی با آن برخورد شده است. حتی گاهی پیشبین ها بواسطه پیشبینی های خوبشان به ثروتهای زیادی رسیده اند. در حالی که پیشبینی های بد ممکن است خطرناک باشند.

بیشتر بخوانید: مراحل اصلی برای انجام پیش بینی

در متون انگلیسی دو واژه Forecasting و Predicting برای پیشبینی می بینید. تفاوت این دو در این است که ” Forecasting علمی و بدون تعصب شخصی است و نیازمند ارائه شهود نیست، در حالی که Predicting امری است که به ذات پدیده ها مربوط می شود و لذا وقوع آن قطعی است. Forecasting یک برداشت از گذشته برای پیش بینی آینده است، در حالی که Predicting تغییرات را در آینده در نظر می گیرد.”

با تعاریف فوق آنچه که ما در این متن راجع به آن صحبت میکنیم معادل واژه Forecasting می باشد.

چه مواقعی پیش بینی لازم است؟

تصمیم گیری در مورد ساخت یک نیروگاه تولید برق دیگر در پنج سال آینده نیازمند پیشبینی تقاضای آینده است.

یک مرکز تماس برای برنامه ریزی فعالیتهای کارکنانش در هفته آینده نیاز به پیشبینی حجم تماس دارد. انبار موجودی نیاز به پیشبینی نیازهای کالا در آینده دارد.

پیشبینی، طرح ریزی و هدفگذاری

پیش بینی یک فعالیت آماری رایج در کسب وکار است که به تصمیم گیری در برنامه ریزی تولید، حمل و نقل و نیروی انسانی کمک می کند و راهنمای برنامه ریزی استراتژیک درازمدت را فراهم می کند. باید توجه کرد که پیش بینی با هدفگذاری و برنامه ریزی متفاوت است.

اهداف چیزی است که می خواهیم در آینده اتفاق بیفتد. اهداف باید با پیشبینی ها و برنامه ها مرتبط باشند، اما همیشه اینگونه نیست. ممکن است اهداف بدون هیچ گونه برنامه ای برای چگونگی دستیابی به آنها تعیین شوند. از طرفی برنامه ریزی، پاسخ به پیشبینی ها و اهداف است. در واقع برنامه ریزی عبارت است از تعیین اقدامات مناسب برای انطباق پیشبینیها با اهداف.

لذا پیش بینی باید بخشی جدایی ناپذیر از فعالیت های تصمیم گیری مدیریت باشد. سازمان های مدرن به برنامه های کوتاه مدت، متوسطه و بلند مدت نیاز دارند و به همین دلیل به پیش بینی های کوتاه مدت (مثل برنامه ریزی پرسنل، تولید و حمل و نقل)، پیش بینی های میان​​مدت (مثل تعیین نیازهای منابع آینده، برای خرید مواد اولیه، استخدام پرسنل، یا خرید ماشین آلات و تجهیزات) و پیش بینی های بلند مدت (دربرنامه ریزی استراتژیک برای تصمیمگیری در مورد فرصت های بازار، عوامل محیطی و منابع داخلی) نیاز دارند.

یک سازمان نیاز به توسعه یک سیستم پیش بینی دارد که شامل چندین روش پیش بینی وقایع نامشخص است. چنین سیستمهای پیش بینی به توسعه تخصصها در زمینه شناسایی مشکلات، استفاده از طیف وسیعی از روش های پیش بینی، انتخاب روشهای مناسب برای هر مشکل، ارزیابی و اصلاح روشهای پیشبینی در طول زمان نیاز دارند. همچنین حمایتهای سازمانی قوی برای بکارگیری سیستمهای پیشبینی در زمان مناسب ضروری است.

تعیین اینکه چه چیزی پیشبینی می شود؟

اولین گام تعیین هدف پیش بینی است. برای مثال، اگر پیشبینی برای تعیین اقلام ضروری در یک محیط تولید است، لازم است بپرسیم

  • آیا پیشبینی برای یک خط تولید است یا یک گروه از محصولات؟
  • آیا پیشبینی بر اساس کل فروش است یا فقط یک منطقه؟
  • آیا داده های موجود هفتگی، ماهانه یاسالانه هستند؟
  • از همه مهمتر اینکه افق پیش بینی چند سال است؟

برای دستیابی به پاسخ سوالات فوق باید با افرادی که از نتایج پیشبینیها استفاده می کنند صحبت شود، تا اطمینان حاصل کنید که نیازها به خوبی درک شده است.

جمع آوری داده ها

گام بعد تعیین نیازهای اطلاعاتی است. وظیفه پیش بینی کننده شناسایی محل جمع آوری اطلاعات و چگونگی جمع آوری اطلاعات می باشد. امروزه بسیاری از داده ها ثبت می شوند بنابراین اغلب داده های مورد نیاز ممکن است در حال حاضر وجود داشته باشد. قبل از شروع فعالیتهای پیشبینی، بخش زیادی از وقت پیشبینی کننده صرف تعیین و جمع آوری داده های مناسب می شود.

انتخاب روشهای پیشبینی

روشهای پیشبینی مناسب به میزان زیادی بستگی به این دارد که چه اطلاعاتی در دسترس هستند. اگر داده ای موجود نباشد یا داده های مناسبی در مورد موضوع در دسترس نباشد، باید از روشهای پیشبینی کیفی استفاده شود. در مقابل روشهای پیشبینی کمی زمانی اعمال میشود که اطلاعات عددی در مورد گذشته موجود باشد و بتوان نشان داد که الگوهای رفتاری گذشته در آینده ادامه خواهد یافت.
طیف گسترده ای از روشهای پیشبینی کمی وجود دارد که اغلب در رشته های خاص برای اهداف خاص توسعه می یابد. هر روش دارای خواص، دقت و هزینه هایی است که باید هنگام انتخاب روش مورد توجه قرار گیرد.

منبع این مطلب : Forecasting: Principles and Practice

مطالب مرتبط